شیشه نصف شده ی خیارشور رو از یخچال درآورد وبا چهره درهم و لحن تمسخر وتحقیر گفت خیارشور خیلی دوست داری نه؟!!!!!کل شبو گریه کردم و داد زدم. چرا تموم نمیشه این عمر لعنتی.قدیمی ها راست میگفتن زن بی خرج بی عرجه. تنها هزینه ای که واسش دارم خوراکمه.دارم فکر میکنم توان و اعصابش رو دارم که قانونا پیگیری نفقه و مهر کنم چون دوستانه و خانومانه ازش خیلی خاستم و گوش شنوایی نیست.کاش اگه روزی روزگاری نبودم دخترم ببینه و بخونه این روزامو و بدونه علت اینکه نمیخاستم بدنیا بیاد...
برچسب:
نویسنده: آراد شجاعی
تاريخ: سه
شنبه
19 تير
1403 ساعت: 21:01